علي بن محمد التركه ( صائن الدين علي تركه )

48

شرح گلشن راز ( فارسى )

معنى ديد ، تفكر كرد ، كه خود چيستم ، من چه بودم ، و از كجا آمدم ، و آمدنم بهر چه بود ، و به كجا مىروم اكنون . « ز جزوى سوى كلى يك سفر كرد * وزآنجا باز بر عالم گذر كرد » چون از خواب جهل و غفلت آگاه شد ، و خود را شخص معينى ديد به صفات كمال آراسته ، ز جزوى كه آن كمال موجودات ممكنه است ، سوى كلى كه مبدأ موجودات است ، يك سفر كرد . يعنى تأملى و تفكرى خواه به طريق استدلال و خواه به طريق تصفيه و تزكيه و توجه تام . « جهان را ديد امر اعتبارى * چو واحد گشته در اعداد سارى » يعنى اصول و فروع اين موجود مطلق را كه جهان نام نهاده شد ، موجودات اين‌ها به حسب اعتبار است ، نه به حسب حقيقت ، به حسب حقيقت به وجود از آن واجب الوجود است ، همچنان‌كه وجودات اعداد نسبت به وجود واحد . مثل آنكه الف در مرتبه اوّل كه آن را مرتبهء آحاد گويند ، يكى است ، و در مرتبه دوّم كه آن را عشرات خوانند ، ده است ، و در مرتبهء سيم كه آن را مآت خوانند ، صداست ، و در مرتبهء چهارم كه آن را الف گويند ، هزار است ، و در مرتبهء عشرات الوف ده هزار است ، و در مرتبهء مآت الوف ، صد هزار است ، و قس على هذا ، هر چند كه خواهند . پس الف را كه واحد حقيقى است ، مثلا به اعتبار عبور بر مراتب تعدد كثرت پيدا شد ، و اسماء متقابله متكاثره از او ظاهر و هويدا گشت ، فى الحقيقة همان الف است كه ممدود است ، و صور اعداد اطلال وجود او كه حفظ مرتبهء او مىكند ، همچنان‌كه تعين و تشخص موجودات كه اطلال وجود مطلق‌اند ، و حفظ مراتب او مىكنند ، هرجا به حسب مقتضاى آن مقام ، ازاين‌جهت گفته‌اند ، تعين از امور اعتبارى است ، او را به خود وجودى نيست ، شيخ تشبيه معقول به محسوس كرد تا مبتدى را فهم اين معنى آسان شود .